معنی شعر ستایش فارسی ششم کیوان زارعی معنی کلمات تاریخ آخربن بروزرسانی2 مهر 1404 معنی کلمات شعر ستایش فارسی ششم دسترسی سریع به مطاب بیت شعر معنی روان به نام آن که جان را فکرت آموخت / چراغ دل به نور جان برافروخت به نام خدایی که به انسان فکر کردن یاد داد و دلش را با روشنایی روح روشن کرد. ز فضلش هر دو عالم، گشت روشن / ز فیضش خاک آدم، گشت گلشن به لطف خداوند، دنیا و آخرت روشن شد و خاک بیارزش انسان مانند باغی زیبا گشت. جهان، جمله، فروغ نور حق، دان / حق اندر وی ز پیدایی است پنهان تمام جهان پرتوی از نور خداست؛ خدا در همهچیز حضور دارد، اما به چشم نمیآید چون همهجا هست. خرد را نیست تاب نور آن روی / برو از بهر او، چشم دگر جوی عقل انسان توان دیدن حقیقت خدا را ندارد؛ باید با چشم دل او را جستوجو کنی. در او هر چه بگفتند از کم و بیش / نشانی دادهاند از دیدهی خویش هر چه مردم درباره خدا گفتهاند، برداشت و تصور خودشان بوده است، نه حقیقت کامل او. به نزد آن که جانش در تجلّی است / همه عالم، کتابِ حق تعالی است کسی که دلش پر از نور خدا باشد، همه دنیا را نشانهای از خدا میبیند. معنی کلمات ستایش فارسی ششمکلمهمعنیفکرتفکر، اندیشه، تفکربرافروختروشن کردفضللطف و بخشش زیادفیضنعمت، بهرهگلشنباغ زیبافروغنور، روشناییپیداییآشکاریخردعقل، اندیشهتابتوان، طاقتتجلّیروشن کردن، آشکارشدنتعالیبزرگی و برتری، بلندمرتبهمخالف کلمات ستایش فارسی ششمکلمهمخالفبرافروختخاموش کردروشنتاریک،خاموشپیداییپنهانیکمزیادخردنادانی، جهلگلشنبیابانتعالیپستیهمخانواده ستایش ششمکلمههمخانوادهفکرتفکر، تفکّرفروغفروزانپنهاننهانخردخردمندنورنورانینشانینشانگرتعالیعالی، متعالحقحقیقی معنی کلمات درس بعدی: معرفت آفریدگار کیوان زارعی وبسایت معلم رسمی با بیش از۱۰ سال سابقه تدریس در دوره ابتدایی