معنی درس پانزدهم فارسی ششم
- کیوان زارعی
- معنی کلمات
- تاریخ آخربن بروزرسانی27 شهریور 1404
معنی شعر هنر فارسی ششم
معنی شعر سپیدار و تبر
1
آن قصّه شنیدید که در باغ، یکی روز / از جورِ تَبَر، زار بنالید سپیدار
معنی: درخت سپیدار در باغی از ستم تبر بسیار ناله میکرد.
معنی: درخت سپیدار در باغی از ستم تبر بسیار ناله میکرد.
2
کز من نه دگر بیخ و بُنی ماند و نه شاخی / از تیشهی هیزم شکن و ارّهی نجّار
معنی: از دست ارّه نجار و تیشهی هیزم شکن، نه ریشهای و نه شاخهای از من باقی ماند.
معنی: از دست ارّه نجار و تیشهی هیزم شکن، نه ریشهای و نه شاخهای از من باقی ماند.
3
گفتش تبر آهسته که جرم تو همین بس / کاین موسم حاصل بوَد و نیست تو را بار
معنی: تبر گفت: گناه تو همین است که در فصل ثمر دادن هیچ میوهای ندادی.
معنی: تبر گفت: گناه تو همین است که در فصل ثمر دادن هیچ میوهای ندادی.
4
تا شام، نیفتاد صدای تبر از گوش / شد توده در آن باغ، سحر، هیمهی بسیار
معنی: تا شب صدای تبر قطع نشد و تا صبح هیزم بسیاری جمع شد.
معنی: تا شب صدای تبر قطع نشد و تا صبح هیزم بسیاری جمع شد.
5
دهقان چو تنور خود از این هیمه برافروخت / بگریست سپیدار و چنین گفت دگر بار
معنی: کشاورز با آن هیزم تنورش را روشن کرد و سپیدار دوباره گریست.
معنی: کشاورز با آن هیزم تنورش را روشن کرد و سپیدار دوباره گریست.
6
آوَخ که شدم هیزم و، آتشگر گیتی / اندام مرا سوخت چنین ز آتشِ اِدبار
معنی: افسوس که هیزم شدم و آتش مصیبت بدنم را سوزاند.
معنی: افسوس که هیزم شدم و آتش مصیبت بدنم را سوزاند.
7
خندید بر او شعله، که از دست که نالی؟ / ناچیزی تو، کرد بدین گونه تو را خوار
معنی: شعله گفت: از چه کسی ناله میکنی؟ بیارزشی خودت تو را خوار کرد.
معنی: شعله گفت: از چه کسی ناله میکنی؟ بیارزشی خودت تو را خوار کرد.
8
آن شاخ که سر بر کشد و میوه نیارد / فرجام، به جز سوختنش نیست سزاوار
معنی: درختی که میوه ندهد، سرانجامی جز سوختن ندارد.
معنی: درختی که میوه ندهد، سرانجامی جز سوختن ندارد.
9
جز دانش حکمت نَبوَد میوهی انسان / ای میوه فروش هنر، این دکّه و بازار
معنی: نتیجه عمر انسان چیزی جز دانش و حکمت نیست؛ حالا وقت عرضهی دانشت است.
معنی: نتیجه عمر انسان چیزی جز دانش و حکمت نیست؛ حالا وقت عرضهی دانشت است.
10
از گفتهی ناکرده و بیهوده چه حاصل؟ / کردار نکو کن، که نه سودی ست ز گفتار
معنی: سخن بیهودهای که به آن عمل نشود، فایدهای ندارد؛ عملت را درست کن.
معنی: سخن بیهودهای که به آن عمل نشود، فایدهای ندارد؛ عملت را درست کن.
11
آسان گذرد گر شب و روز و مه و سالت / روز عمل و مزد، بوَد کار تو دشوار
معنی: اگر عمرت به تنبلی بگذرد، روز قیامت کارت سخت خواهد شد.
معنی: اگر عمرت به تنبلی بگذرد، روز قیامت کارت سخت خواهد شد.
معنی کلمات درس پانزدهم فارسی ششم
کلمه
معنی
جور
ستم، ظلم
زار
ناتوان، ضعیف
بنالید
گریه و ناله کرد
سپیدار
نوعی درخت
کز
که از
بیخ و بن
ریشه و اصل
تیشه
ابزار بریدن چوب
هیزم
چوب سوختنی
جرم
گناه
کاین
که این
موسم
فصل، زمان
حاصل
دستاورد، محصول
بار
میوه، ثمر
شام
شب
توده
انبوه، جمع
هیمه
هیزم
دهقان
کشاورز
برافروخت
روشن کرد
آوخ
افسوس
آتشگر گیتی
جهانسوز
ادبار
بدبختی، مصیبت
خوار
پست، حقیر
فرجام
پایان
سزاوار
شایسته
حکمت
دانایی، علم
بیهوده
بیفایده
کردار
رفتار، عمل
مه
ماه
روز عمل
روز قیامت
مزد
پاداش
هم خانواده کلمات درس پانزدهم فارسی ششم میوه هنر
کلمه
همخانواده
قصه
قصهگو
جرم
مجرم
بگریست
گریه، گریستن
خوار
خوارشدن
شعله
شعلهور
حاصل
محصول
حکمت
حکیم، حکیمانه
دشوار
دشواری
مخالف و متضاد کلمات درس پانزدهم
کلمه
مخالف
جور
عدل، انصاف
زار
شاد، سرحال
آهسته
تند، سریع
جرم
ثواب، نیکی
توده
جزء، بخش
بگریست
خندید
ادبار
خوشبختی
خوار
باارزش
فرجام
آغاز، شروع
بیهوده
سودمند، مفید
نکو
بد، زشت
آسان
سخت، دشوار
دشوار
ساده، راحت
کیوان زارعی
وبسایت
معلم رسمی با بیش از۱۰ سال سابقه تدریس در دوره ابتدایی