معنی کلمات درس دوازدهم فارسی ششم
- کیوان زارعی
- معنی کلمات
- تاریخ آخربن بروزرسانی28 شهریور 1404
دسترسی سریع به مطالب
معنی درس 12 فارسی ششم
معنی درس دوستی فارسی ششم
1
بدان ای پسر مردمان تا زندهاند از دوستان ناگزیرند.
معنی: فرزندم آگاه باش که انسانها تا زمانی که زندهاند ناچارند که دوستانی انتخاب کنند.
معنی: فرزندم آگاه باش که انسانها تا زمانی که زندهاند ناچارند که دوستانی انتخاب کنند.
2
که مرد اگر بی برادر باشد به که بی دوست.
معنی: اگر یک انسان برادر نداشته باشد بهتر از این است که هیچ دوستی نداشته باشد.
معنی: اگر یک انسان برادر نداشته باشد بهتر از این است که هیچ دوستی نداشته باشد.
3
از آنکه حکیمی را پرسیدند که دوست بهتر یا برادر؟
معنی: چون از عالمی پرسیدند که دوست بهتر است یا برادر؟
معنی: چون از عالمی پرسیدند که دوست بهتر است یا برادر؟
4
گفت: برادر نیز، دوست بِه
معنی: گفت: برادر هم بهتر است دوست باشد
معنی: گفت: برادر هم بهتر است دوست باشد
5
پس به کار دوستان اندیشه کن و دوستی ایشان به مردمی و احسان، تازه دار.
معنی: پس به رفتار دوستانت فکر کن و دوستی خود را و نیکی کردن حفظ کن.
معنی: پس به رفتار دوستانت فکر کن و دوستی خود را و نیکی کردن حفظ کن.
6
و چون دوست نو گیری پشت بر دوستان کهن مکن.
معنی: و هنگامی که دوست جدیدی یافتی، دوستان قدیمی را فراموش نکن
معنی: و هنگامی که دوست جدیدی یافتی، دوستان قدیمی را فراموش نکن
7
دوست، همی طلب و دوستان کهن را بر جای همی دار تا همیشه بسیار دوست داشته باشی.
معنی: همیشه در حال پیدا کردن دوست باش و دوستان قدیمی را نیز نگه دار.
معنی: همیشه در حال پیدا کردن دوست باش و دوستان قدیمی را نیز نگه دار.
8
و دیگر با مردمانی که با تو به راه دوستی روند و «نیم دوست» باشند، نیکویی و سازگاری کن.
معنی: با کسانی که دوستی مختصری داری با نیکویی رفتار کن.
معنی: با کسانی که دوستی مختصری داری با نیکویی رفتار کن.
9
و در هر نیک و بد به ایشان مشفق باش.
معنی: در اتفاقات خوب و بد نسبت به آنها دلسوز باش.
معنی: در اتفاقات خوب و بد نسبت به آنها دلسوز باش.
10
تا چون از تو مردمی ببینند، دوست یکدل شوند.
معنی: وقتی این رفتارها را از تو میبینند، دوست صمیمی و همدل تو میشوند.
معنی: وقتی این رفتارها را از تو میبینند، دوست صمیمی و همدل تو میشوند.
معنی درس مشاوره فارسی ششم
معنی درس 12 فارسی ششم
1
مشاورت کردن در کارها از قوی رایی مردم باشد و از تمامی عقل و پیشبینی
معنی: همفکری کردن در کارها نشانه بلند نظری، دانایی و آینده نگری مردم است.
معنی: همفکری کردن در کارها نشانه بلند نظری، دانایی و آینده نگری مردم است.
2
چه هر کس را دانشی باشد و هر یکی چیزی داند؛ یکی بیشتر و یکی کمتر
معنی: چون هر کسی علمی دارد و چیزی میداند؛ بعضیها بیشتر میدانند و بعضیها کمتر.
معنی: چون هر کسی علمی دارد و چیزی میداند؛ بعضیها بیشتر میدانند و بعضیها کمتر.
3
و یکی دانشی دارد و هرگز به کار نبسته است و نیازموده
معنی: بعضیها دانشی دارند اما هرگز از آن استفاده نکردهاند.
معنی: بعضیها دانشی دارند اما هرگز از آن استفاده نکردهاند.
4
و یکی همان دانش داند و کار بسته است و آزموده
معنی: بعضیها همان دانش را دارند و آن را به کار بردهاند.
معنی: بعضیها همان دانش را دارند و آن را به کار بردهاند.
5
مثل این، چنان باشد که: یکی باشد که بسیار سفرها کرده باشد و جهان بسیار دیده و سرد و گرم چشیده و در میان کارها بوده…
معنی: کسی که سفرهای زیادی کرده، تجربههای بسیاری دارد و نمیتوان او را با کسی که هرگز سفر نکرده مقایسه کرد.
معنی: کسی که سفرهای زیادی کرده، تجربههای بسیاری دارد و نمیتوان او را با کسی که هرگز سفر نکرده مقایسه کرد.
6
و از این رو گفتهاند: تدبیر با دانایان و پیران و جهاندیدگان باید کرد.
معنی: برای انجام کارها باید با عاقلان، بزرگان و افراد باتجربه مشورت کرد.
معنی: برای انجام کارها باید با عاقلان، بزرگان و افراد باتجربه مشورت کرد.
7
و نیز یکی را خاطر تیزتر باشد و در کارها زودتر تواند دید و یکی کندفهم باشد.
مفهوم: بعضیها باهوشترند و سریعتر نتیجه کارها را میفهمند و بعضیها کندترند.
مفهوم: بعضیها باهوشترند و سریعتر نتیجه کارها را میفهمند و بعضیها کندترند.
8
و تدبیر ده تنه چون زور ده مرد باشد.
معنی: چارهاندیشی چند نفر، قدرتی مثل چند مرد قوی دارد.
معنی: چارهاندیشی چند نفر، قدرتی مثل چند مرد قوی دارد.
9
همه جهانیان معتقدند که هیچ آفریده، داناتر از پیغامبر (ص) نبوده است.
مفهوم: همه باور دارند هیچکس از پیامبر (ص) داناتر نبوده است.
مفهوم: همه باور دارند هیچکس از پیامبر (ص) داناتر نبوده است.
10
و با این همه فضیلت و معجزات که او را بُود، خدای (تعالی) او را میفرماید: «وَ شاور هُم فی الامر»
معنی: با وجود برتریهایش، خداوند به او دستور میدهد در کارها مشورت کند.
معنی: با وجود برتریهایش، خداوند به او دستور میدهد در کارها مشورت کند.
11
یا محمّد چون کاری کنی و یا مهّمی تو را پیش آید، با یاران خویش تدبیر کن.
معنی: ای محمد، هنگام انجام کار مهم با یاران خود مشورت کن.
معنی: ای محمد، هنگام انجام کار مهم با یاران خود مشورت کن.
12
مشورت ناکردن در کارها، ضعف رایی باشد و هیچ شغلی بی مشورت، نیکو نیاید.
معنی: مشورت نکردن نشانه بیخردی است و هیچ کاری بدون مشورت درست پیش نمیرود.
معنی: مشورت نکردن نشانه بیخردی است و هیچ کاری بدون مشورت درست پیش نمیرود.
معنی کلمات درس 12 فارسی ششم
کلمه
معنی
بدان
افراد بدکار و ناپسند
ناگزیر
ناچار، مجبور
مشاورت کردن
با کسی مشورت کردن، نظرخواهی کردن
قوی رایی
دارای رأی و نظر محکم و درست
نیازموده
آزموده و تجربه دیده
سرد و گرم چشیده
زندگی دشوار را تجربه کرده
ولایت
حاکمیت و سرپرستی
خاطر تیزتر
زود متوجه شدن، سریعالحفظ
کند فهم
با تأخیر در فهمیدن
تدبیر
فکر و برنامهریزی برای حل مشکلات
متفق
همنظر، همپیمان
فضیلت
ویژگی نیک و پسندیده
ضعیف رایی نیکو نیاید
نظر ضعیف نتیجه خوبی ندارد
هم خانواده کلمات درس دوازده فارسی ششم
کلمه
همخانواده
اندیشه
اندیشیدن، اندیشمند
کهن
کهنه، کهنسال
سازگار
سازگاری، سازگارانه
یکدل
همدل
طلب
طلبیدن،طالب
تدبیر
تدابیر
دانا
دانایی، دانا
متفق
توافق،
فضیلت
فضایل، فضل
مشورت
مشورت کردن، مشورتی، مشاور
مخالف کلمات درس دوازدهم فارسی ششم
مخالفها
کلمه
مخالف
دوست
دشمن
به
بد
بیدوست
دوستندار
حکیم
نادان
بهتر
بدتر
اندیشه
بیفکری
احسان
بدی
کهن
نو
نیکویی
بدی
سازگار
ناسازگار
مشفق
ظالم
یکدل
ریاکار
آزموده
نا آزموده
دانایان
نادان
کند فهم
تیز فهم
قوی رایی
ضعیف رایی
پیران
جوانان
نیکو
بد
متفق
مخالف
کیوان زارعی
وبسایت
معلم رسمی با بیش از۱۰ سال سابقه تدریس در دوره ابتدایی