معنی حکایت درخت علم
- کیوان زارعی
- معنی کلمات
- تاریخ آخربن بروزرسانی5 بهمن 1404
دسترسی سریع به مطالب
معنی حکایت درخت علم فارسی ششم
معنی شعر درخت علم – فارسی ششم
۱- شیخ خندید و بگفتش ای سَلیم / این درخت علم باشد ای علیم
شیخ به او خندید و گفت که ای انسان ساده دل، درختی که تو به دنبال آن هستی درخت علم است.
۲- تو به صورت رفتهای، ای بیخبر / زان ز شاخ معنیای، بی بار و بر
ای انسان ساده دل، تو فقط دنبال ظاهر این درخت رفتهای و از معنا و مفهوم آن بیخبر هستی.
۳- گه درختش نام شد، گاه آفتاب ◈※◈ گاه بحرش نام شد، گاهی سحاب
گاهی اسم درخت علم آفتاب است، گاهی دریا و گاهی نیز ابر است.
۴- آن یکی کِش صد هزار آثار خاست / کمترین آثار او، عمر بقاست
درخت علم هزاران هزار فایده دارد که کمترین فایدهاش عمر جاویدان است.
معنی کلمات حکایت درخت علم صفحه77
| کلمه | معنی |
|---|---|
| حاکم | فرمانروا، کسی که قدرت دارد |
| روانه میکند | میفرستد، حرکت میدهد |
| تمسخر | مسخره کردن، خندیدن به کسی یا چیزی |
| تعجب | شگفتی، حیرت |
| سرانجام | نتیجه، پایان |
| قصد | نیت، هدف |
| بار سفر بندد | وسایل سفر را آماده کند |
| سلیم | بیگناه، درستکار |
| علیم | دانا، آگاه |
| صورت | چهره، شکل |
| بیخبر | نادان، کسی که چیزی نمیداند |
| بی بار و بر | بیثمر، بدون نتیجه |
| گه | گاهی، بعضی وقتها |
| بحر | دریا، گستره |
| سحاب | ابر، ابرهای آسمان |
| آثار | نتایج، پیامدها |
| عمر بقا | زندگی جاویدان، طول عمر پایدار |
هم خانواده کلمات درخت علم فارسی ششم
| کلمه | همخانواده |
|---|---|
| تمسخر | مسخره |
| تعجب | عجیب،متعجب |
| قصد | قاصد، مقصود |
| علم | عالم، علیم، علوم |
| سلیم | سالم، سلامت، سلیمی |
| علیم | عالِم، علمدار، علیمی |
مخالف و متضاد کلمات حکایت درخت علم فارسی ششم
| کلمه | مخالف |
|---|---|
| عجیب | عادی، معمولی |
| پیر | جوان، نو |
| سرانجام | آغاز، ابتدا |
| نامید | امیدوار، خوشحال |
| سلیم | علیم |
| علیم | جاهل، ناآگاه |
| بحر | خشکی، زمین |
کیوان زارعی
وبسایت
معلم رسمی با بیش از۱۰ سال سابقه تدریس در دوره ابتدایی